از «تنش آبی» تا «پیمان اجتماعی»: وقتی «اقناع» جای «قهر» را میگیرد
ICTPRESS - در حالی که کلانشهر تهران ششمین سال خشکسالی پیوسته را پشت سر میگذارد و ترازوی آبهای زیرزمینی و سطحی به پایینترین حد نیمقرن اخیر رسیده است، یک «پیوند راهبردی» ناگزیر در حال شکلگیری است: «مدیریت بحران آب» بدون «مدیریت اقناع» محکوم به شکست است.
به گزارش شبکه خبری ICTPRESS، در کارگاه تخصصی «همیاران آب» که با حضور نخبگان حوزه آب و فاضلاب استان تهران برگزار شد، «دکتر حمید شکریخانقاه» ، استراتژیست برجسته ارتباطات و منتور مدیریت ارتباطات در حوزه حکمرانی افکار عمومی، با ارائه چارچوب نظری نوین، خط تمایزی مهم میان «مدیریت منابع» و «مدیریت مناسبات» ترسیم کرد. از دیدگاه وی، بحران کنونی نه صرفاً یک معضل هیدرولوژیک، بلکه یک «بحران ارتباطی ـ اجتماعی» است که رفتار شهروندان را در تقابل با منطق بقای جمعی قرار داده است.
شکاف میان دانستن و عمل کردن؛ معمای حلنشده حکمرانی منابع
دکتر شکریخانقاه با تکیه بر پژوهشهای رفتارشناختی در حوزه تغییر نگرش، به نقد رویکردهای «بمباران اطلاعاتی» پرداخت. وی تأکید کرد که افزایش آگاهی به تنهایی کافی نیست؛ آنچه «شکاف میان آگاهی و کنش» یا «شکاف نگرش و رفتار» نامیده میشود، مانع اصلی اصلاح الگوی مصرف است.
«ما با مخاطبانی مواجهیم که میدانند ولی نمیکنند. این شکاف عمیق را نمیتوان با دستورالعملهای اداری یا آمارهای ترسناک پر کرد. اینجا دقیقاً همان نقطهای است که مهندسی ارتباطات هوشمند وارد مدار میشود.»
از منظر این استراتژیست ارتباطات، شهروندان تهرانی در یک «پارادوکس شناختی» گرفتار شدهاند: آنها از بحران آب آگاهند، اما رفتار مصرفی آنها هنوز در چارچوب «فرهنگ فراوانی» شکل میگیرد. راهحل، «تبدیل آگاهی منفعل به کنش مسئولانه» از طریق ارتباطاتی است که بر منطق «منافع مشترک» استوار باشد، نه منطق «تهدید و مجازات».

از «حکمرانی قهری» به «حکمرانی مشارکتی»؛ نقشه راه استراتژیست ارتباطات
محور استراتژی ارائهشده توسط این مدرس دانشگاه و نویسنده کتب تخصصی ارتباطات، «جایگزینی گفتمان همراهی به جای گفتمان تقابل» است. وی معتقد است سازمانهای خدماتی در بحرانهای زیستمحیطی، باید از «مدل فرماندهی و کنترلگرا» به «مدل مشارکتی و همراه» مهاجرت کنند.
دکتر شکریخانقاه در تشریح راهکارهای عملیاتی تأکید میکند که در شرایط بحران، پذیرش رفتارهای سختگیرانه از سوی شهروندان نیازمند «رضایت اجتماعی» است. این رضایت نه از طریق ابلاغیههای یکسویه و دستورالعملهای اداری، بلکه تنها با گفتوگویی منطقی و احترامآمیز حاصل میشود. به بیان دیگر، اقناع افکار عمومی باید بر ابلاغ دستوری مقدم شمرده شود؛ زیرا شهروندان در مقابل دستورات بیپایه مقاومت نشان میدهند، اما در برابر منطق مشترک همکاری میکنند.
از نگاه این استراتژیست، هر تماس میان «همیاران آب» و مشترکان، فرصتی برای ایجاد «نقطه تماس اعتماد» است. رفتار حرفهای و انسانی کارکنان روابط عمومی در این لحظات، نوعی «واکسیناسیون اجتماعی» علیه بحرانهای آینده ایجاد میکند. این رویکرد به بازسازی سرمایه اجتماعی میانجامد که در زمان بحران، سازمان را در برابر هجمهها بیمه میکند.
هوشمندی ارتباطاتی به معنای پیشبینی بحرانهای افکار عمومی پیش از وقوع است. این رویکرد انتظارات شهروندان را مدیریت میکند بهگونهای که آنها خود را «ذینفع اصلی» حفظ منابع بدانند، نه «مقصران مصرف» که باید مجازات شوند. این تغییر نقش از متهم به ذینفع، کلید تغییر رفتار پایدار است.
در این چارچوب، به جای «متهمکردن» مصرفکننده، باید «راهحلهای عملیاتی» در اختیار او قرار داد. این تغییر زاویه دید، شهروند را از «هدف پیام» به «شریک راهبردی» تبدیل میکند. وقتی شهروند احساس کند سازمان او را ارج مینهد نه سرزنش میکند، آماده همکاری واقعی میشود.
کارنامه اعتماد؛ کاهش ۱۲ درصدی مصرف در اوج بحران
محمداسمعیل محسنینسب، معاون خدمات مشترکین و درآمد آبفای استان تهران، با ارائه دادههای عملیاتی، صحت این رویکرد را تأیید کرد و گفت: طبق آمار رسمی، با وجود ششمین سال خشکسالی متوالی و فشار بیسابقه بر شبکه تأمین، مصرف آب در سال جاری ۱۲ درصد کاهش یافته است.
این موفقیت، در شرایطی رقم خورده که سازمان از «برخوردهای قهری» صرفنظر کرده و بر «مشارکت رفتاری» شهروندان تمرکز کرده است. نقش «همیاران آب» به مثابه «سفیران اعتماد» در این کاهش مصرف، نمونهای عینی از اثربخشی «مدیریت ارتباطات انسانمحور» است که دکتر شکریخانقاه بر آن تأکید دارد.
واقعیت زمینخوردگی منابع؛ «از جیب خوردهایم»
بهنام بخشی، مدیر دفتر روابط عمومی و آموزش همگانی آبفای استان تهران، با ارائه تصویری تکاندهنده از وضعیت موجود، زمینههای ضرورت این تحول راهبردی را تشریح کرد. وی با اشاره به برداشتهای مداوم و غیرمجاز از منابع زیرزمینی، اذعان داشت: «ما عملاً از جیب خوردهایم.»
آمار روزانه مصرف سه میلیون مترمکعبی آب در تهران، در حالی است که ذخایر سدها در پایینترین سطح ۴۶ سال اخیر قرار دارد. با این حال، بخشی تأکید کرد که «طرح همیاران آب» به عنوان یک «مدل حکمرانی مشارکتی»، اکنون مورد الگوبرداری سایر دستگاههای خدماتی قرار گرفته است.
سال سوم این پویش، با تمرکز بر دو بازوی «فرهنگی» و «فنی» آغاز شده است؛ جایی که ترویج تجهیزات کاهنده مصرف که میتوانند تا ۳۰ درصد صرفهجویی خانگی ایجاد کنند، در کنار «مهندسی ارتباطات»، امید به عبور از بحران را تقویت میکند.
پارادایم راهبردی؛ آینده آب در گرو «هنر گفتوگو»
در دنیای پسابحران آب، موفقیت سازمانهای خدماتی در ایران و منطقه، دیگر به تنهایی به فناوریهای مهندسی وابسته نیست، بلکه به «هنر مدیریت ارتباطات» وابسته است. دکتر حمید شکریخانقاه با ارائه این چارچوب راهبردی، نشان داد که «حکمرانی خوب» در شرایط کمآبی، نیازمند «حکمرانی گفتوگومحور» است.

پیام کلیدی این تحلیل آن است که «تنش آبی» را نمیتوان با «دیوارهای بتنی» حل کرد؛ باید با «پلهای ارتباطی» از آن عبور کرد. وقتی شهروندان احساس کنند سازمان آبفا نه «ناظر مجازاتگر»، بلکه «همدردی استراتژیک» در حفظ سرمایه مشترک است، آنگاه است که ۱۲ درصد کاهش مصرف، به ۳۰ و ۴۰ درصد تبدیل خواهد شد.
در این مسیر، هوشمندی ارتباطی گرانبهاترین منبع آب نیست؛ اما کلیدیترین ابزار بقاست.
نظرات : 0